على محمدى خراسانى
372
شرح منطق مظفر (فارسى)
مساوى با موضوع باشد خود دو شعبه دارد : 1 . يا آن محمول دالّ بر ماهيّت و حقيقت موضوع است كه آن دو چيز است : الف . حدّ تامّ يا حدّ ناقص ، مثل حيوان ناطق ، و جوهر ناطق ، كه مبين ماهيّت انسان هستند . ب . اسم ، مثل « الانسان انسان » كه خود لفظ انسان بر خودش حمل شده و اين هم اسم است براى آن ذات و ماهيّت . از اين دو چيز تنها اوّلى ارزشمند است و دومى به حال جدلى فايدهاى نداشته و در اين باب ارزشى ندارد چون مجادل ، به دنبال اثبات يا ابطال امرى است و با چنين حملى چيز جديدى حاصل نمىشود بلكه حمل لفظى است كه لفظى را بر لفظ ديگر حمل كردهايم و لذا محمولى كه دالّ بر ماهيّت باشد منحصر مىشود در حدّ . 2 . يا آن محمول دلالت بر اصل ماهيّت و ذاتيات آن ندارد بلكه از عوارض آن ذات و خارج از آن ماهيّت بوده كه بر آن حمل مىشود و نامش عرض خاصّه است و گاهى نامش را رسم يا تعريف رسمى مىگذارند ، چون همانطورى كه با ذاتيات و حدود ، يك ماهيّت تعريف شده و از ساير ماهيّات جدا مىشود همچنين با عرض خاصّه نيز ماهيّتى از ماهيّات ديگر ممتاز مىشود و منظور خصوص عرض خاصّه مساوى با موضوع است مانند « الانسان ضاحك ، متعجّب . » و قسم دوم كه محمول مساوى با موضوع نباشد خود بر دو قسم است و از يكى از اين دو قسم خالى نيست : 1 . يا اين است كه اين محمول در طريق ما هو واقع مىشود به قول علّامه رحمهم اللّه : اعنى جواب ما هو « 1 » يعنى هنگامى كه توسّط ما هو از آن پرسيده مىشود اين محمول در جواب واقع مىشود نامش به اصطلاح باب جدل ، جنس است مانند « الانسان حيوان » ، « الانسان ناطق » و . . . و بايد توجّه داشت كه در باب كليّات خمس ، جنس در مقابل فصل و قسيم يكديگر بودند ولى در باب جدل جنس شامل فصل نيز مىباشد چون از جهت اغراض و اهداف باب جدل تفاوتى ميان آن دو نيست . سؤال : چرا فصل را از جملهء محمولات غيرمساوى با موضوع به حساب آورديد درحالىكه به نظر مىرسد كه فصل ، مخصوص يك نوع بوده و از مختصات و ذاتى
--> ( 1 ) . جوهر النضيد ص 242 .